تلفن زنگ میزنه.

شماره اشو نگاه میکنم... فلانیه.

برنمیدارم. بر میگردم سراغ کار و زندگیم...! نایت اسکین

(جدیدا این فلانی خیلی کارآگاه شده! اینقد سوال و جواب میکنه تا مجبور شی حتی ساعت آب خوردن اعضای خانواده ارو به استحضار برسونی! منتظر)

دوباره زنگ میزنه... (اعصاب ندارما ابرو) بازم بر نمیدارم و میرم سراغ کار و زندگیم نایت اسکین

.

.

.

 مامان برگشته خونه... دوباره تلفن زنگ میزنه. دوباره فلانیه!

.

.

.

بازم زنگ زده داره خوابی که درباره ی ازدواج من دیده واسه مامانم تعریف میکنه منتظر

(نکته: اصولا این فلانی هفته ای 8 شب خواب میبینه که من دارم ازدواج میکنمو برای همه اشون هم یه تعبیر پیدا میکنه! - باور کن)

 

ایندفعه گیر داده به مامان که: اعتراف کن! اوندفعه که رفتی مسافرت برای مریم لباس صورتی چی خریدی که من ندیدم!!!!نایت اسکین   (تعجب)

مامانم گفت:  نایت اسکیناتفاقا هیچکدوم از وسایلی که براش خریدم صورتی نبود!

خاله کوچیکه: نایت اسکین نه حتما یه چیزی بود! تو خوابم سفره ی عقدش صورتی! بود! 

متفکر مطمئنی که هیچی براش نخریدی که صورتی باشه؟!! یول

مامان:   نایت اسکین

 

 

*در راستای تاثیر فرهنگی سریالهای وزین ماه رمضان نقطه 

(اصلا فکر نکنید منظورم "5 کیلومتر تا بهشت" بوده ها از خود راضی)

-------------------------------------------------------------------------

پ.ن: عنوان و عکس این پست فقط برای تشویش اذهان عمومی بوده و فاقد هرگونه صحت و اعتبار میباشد. نیشخند

 

هی بچه ها http://www.laressa.com/en/?n=ir یه جای خیلی باحال و funنایت اسکین

[ شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ ] [ مادموازل مری ]